تبليغاتX
زندگی .... عـشـق .... مرگ
گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
 

در کلاس روزگار
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان
درس زیستن کنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشک غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درسها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست
نام اوست : مرگ
و آنچه را که درس می دهد
زندگی است

 

کاش قدر داشته های خودمونو بیشتر از این میدونستیم

اگه میدونستیم و باور داشتیم که زندگی به سرعت برق و باد میگذره اون موقع از لحظه لحظه ی اون بهترین استفاده رو میبردیم و نمیذاشتیم فرصتهای زندگیمون همینطور گتره ای از دست بره

کاش میدونستیم و باور میکردیم یکبار به دنیا میایم و فرصت اینو داریم زندگی کنیم و کاش اونو به راحتی از دست نمیدادیم

اینکه میگن تجربه ها چشم بصیرت انسان رو بینا تر از قبل میکنه واقعا" درسته ... البته هر کس به اندازه ای و به میزان ظرفیتی که داره و هر تجربه هر قدر هم تلخ و تراژیک باشه ، حداقل یه درس بزرگه که توو ادامه ی زندگی خواه نا خواه به درد میخوره

اما خب ، انسانیم و فراموشکار و نسیان جزء ذات و سرشت انسانی ماست .

تا مدتها قبل داشته هام اونقدری که الان برام با ارزش و عزیزن ، نبود و همیشه نسبتا" بی تفاوت تر از الان از کنارشون رد میشدم

اما الان میفهمم نعمت داشتن یه گوش که بشنوه " به ظاهر چیزی هم نیس " چقدر میتونه خوب و مؤثر باشه

الان میفهمم یه دوست خوب " به معنای  واقعی ، نه هر کسی که این اسمو رو خودش میذاره " چقدر میتونه با ارزش و کمک حال باشه

الان نعمت همراه بودن یه دل دریایی رو میفهمم و الان میفهمم بر خلاف تصورم دریا چقدر پاک و دوست داشتنیه ... !

الان پاکی دستایی که کنارم هستن و حس میکنم  و دستهایی که  مترصد فرصت برای ضربه زدن هستن و میشناسم

الان راز نگاه های محجوب و خجالتی اما پر فروغ رو درک میکنم و میتونم بفهمم به چی فکر میکنن

و به جرأت  و بدون اغراق میتونم بگم الان دیگه آدما رو تا حدی میشناسم 

این روزا قدر فرصتهایی که سوزوندمو میفهمم و امیدوارم فرصت جبران اونها رو توو مدت زمان کوتاهی که باقی مونده از دست ندم

قیمت اون سالهایی که رفت رو میدونم و وقتی اونها رو کنار داشته هام میذارم میبینم الحق والانصاف درسته تاوان زیادی رو برای اونها پرداختم ولی درمقابل به چیزایی رسیدم که میارزه

نمیگم آدم موفقی بودم ... نمیگم از اینی که هستم راضی ام ... نمیگم خوشبختم ... نمیگم .... .

اما اینو میدونم بیشتر و بهتر از هر زمان دیگه ای خودمو شناختم  و میشناسم

هر چی که هستم و هر چی که بود گذشته و باید از گذشته ها درس گرفت و برای ساختن آینده ای که زیاد دور نیست برنامه داشت .

شکر خدا توو زندگی همیشه بهترینها رو داشتم و بابت همین هم اگه همه ی عمرم رو ازش متشکر باشم بازم بدهکارم

توو این گیر و دار همیشه وجود چیزی رو حس کردم که توو لحظه لحظه ی زندگیم مثل یه محافظ مراقبم بود و هیچ وقت توو سختی ها و مشکلات و حوادث شکننده ی  زندگی مثل خیلی های دیگه پشتم و خالی نکرد و دست مهربون و گرمش رو همه جا حس کردم .

چیز دیگه ای نمیتونم بگم و برای گفتن ندارم

فقط همین که بگم ممنونم .

 


پ . ن : سروده ی بالا شعریست زیبا از زنده یاد فریدون مشیری که انصافا" از سروده هایی بود که همیشه دوست داشتم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 4:3  توسط امین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم

احساس سوختن به تماشا نمیشود

پیوندهای روزانه










آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
سلامی دوباره
شقــــایـــق
هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
به من بگو
......
بی تاثیر ترین تاثیر
ابراز همدردی
دوست آن باشد که گیرد دست دوست
گـنــــــــــاه
بیماری دل
درود بر دروگران درو شده
به حرمت دوستی
مرگ بی فریاد
هراس
پرواز را به خاطر بسپار
مرز بین خوشبختی و بدبختی
رسم کهنه و کثيف !!!
برای قیصر امین پور
نمیدونم چه اسمی بذارم
زمستان است
برای تو
وصف من و ما !!!!
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
این هم گذشت
مناجات آخر سال 86 خورشیدی
بازی
سخت و سخت تر
عنوانی به ذهنم نمیرسه
از دلم نمیری عمرم
زمونه ... آی زمونه ... آی زمونه
برای شروع
برو خدا به همرات
تولدی دیگر ...
بـوی باران،بـوی سبزه،بـوی خاک
جنـــــون
زمانه
زندگی ....عشق .... مرگ
دیگه نمیتونم ... پس خداحافظ
نبرد ِ خیر
درسهایی که امیدوارم هیچ وقت فراموش نکنم
213 . 406 . 25 . 530 .
یک سوال
جوابیه
سر خم می سلامت
امید دارم ، زنده ام!!!
بوی خون و خون و خون
نسیان
تنها خاطره است که می ماند
تــــاراج
همین دوست داشتن زیباست
... .
همسفــــــر
سحر
درس معلم
پایان مرداد
پیوندها
ابژکتـیـو
سرزمین آفرینش
مرگ آرزو
سینوس
ادب نامه
دزد دلها
درخلوتگاه
کازابلانکا
کوتـــــــــــــاه
قصه ناتموم
فالش
سکوت شب
کافه ی خسته
سعید پارسا
گاهنوشت های یک ایرانی
هذیان هاى من
این بود سزای عاشقی؟
مرز تازه
جستجوگر عشق
راز كهنـــــــه
..تنهایی درده یا درمون درده..
ما 5 نفر
صفر و يك
شاخ ترین وبلاگ ایران
سايه
دلنوشته
پاپیون مشکی
آدم آهنی
باغ عدن
جفنگيات
همزاد
پسری بر بال رنگین کمان
ما می ما نیم
اشاره
حرفهایی از جنس سه نقطه
ماهی آواز خوان در دوزخ
آرزوی گمشده
معصومیت
آرمانشهر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM