![]() |
![]() |
|
| گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد |
|
خواهی آمد و آنروز چه زیباست طلوع مهر از مشرق آسمان چشمانت روزی که مردان قبیله آزادند و کدخدا با خرجینی از عشق !!! مهربانی به مردمان هدیه میکند .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:1 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|