![]() |
![]() |
|
| گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد |
|
خیلی اعتماد به نفس داشت, پس شروع کرد به خواندن ، اما خیلی زود اعتراض ها شروع شد و هر که هر چه دم دستش بود ، به طرفش پرت کرد . نمی دانست مردم اعتماد به نفس سرشان نمی شود و هیچ کس از صدای کلاغ خوشش نمی آید . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - پ . ن : تقدیم به دوست مهربان ، کوتــــاه عزیز ( جواب کامنت ایشون در پست قبلی ) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:11 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|