![]() |
![]() |
|
| گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد |
|
آدما میان و میرن اما بعد از مدتی اسیر فراموشی میشن ... خواسته یا نا خواسته !!! روز و شب هم همینطور سال و ماه ... زمستان و تابستان همه و همه در حرکتن تا من و تو فراموش کنیم کی بودیم و کی هستیم !!! چی بودیم و چی میخواستیم !!! و این سیکل ادامه پیدا میکنه اما از بین همه ی این موارد فقط خاطرات ِ که ماندگارن حتی اگه سالها از اون گذشته باشه و به ظاهر زیر غبار فراموشی پنهان شده باشه فقط منتظر یه نسیم ِ تا گرد و غبار سالیان طولانی رو کنار بزنه پس با اجازه ی زنده یاد فروغ می خوام بگم ! تنها صدا نیست که می ماند تنها خاطره است که ماناست خوب یا بد ( ! )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 3:29 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|