![]() |
![]() |
|
| گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد |
|
بارون و پاکی بارون و شستن پلشتی کاش بارونی هم بود تا با اون آلودگی روح رو از بین میبردیم کاش بارونی بود تا میشد با اون افکار پلید رو زدود بارونی رو میخوام که پاکم کنه یا اگر هم نشد ، خاکم کنه و زمین رو از وجود همچو منی پاک کنه مگه نمیگن ما از خاکیم ؟!!! مگه آب ، خاک رو با خودش نمیبره ؟!!! مگه آب ، خاک رو نمیشوره ؟!!! پس چرا زیر بارون آب نمیشیم ؟!!! پس چرا این بارون ما رو با خودش به اعماق زمین نمیبره ؟!!! هر وقت بارون میباره دلم میخواد برم زیر آسمون بایستم به امید اینکه این بارون همونی باشه که میخوام قدم زدن زیر بارون رو دوست دارم ولی هیچ وقت اونی نبود که میخواستم فقط باعث شده سرما بخورم و چند روزی نتونم کاری انجام بدم الان هم از زیر بارون اومدم بازم اونی نبود که میخواستم فقط چشام میسوزه میخوام بخوابم یه خواب واقعی و طولانی بدون پایان همین و بس
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:3 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|