![]() |
![]() |
|
| گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد |
|
با عرض درود و سلام خدمت سروران عزیز خودم این پست میخوام یه شعر از بانو فروغ فرخزاد به اسم پاسخ رو بنویسم . به نظـر من این شعر میتـونه یه پاسخ دندان شکـن به خیـلیها باشه که با عوام فریبی، برای خـودشـون تقدس ایجـاد کردند و هر کس که با سلایق به عاریه گرفته شده اونها مخالفت کنه رو تکفیر میکنند . به نظر من افرادی مثل فروغ نه تنها در زمان حیاتشون غریب بودند، غربت اونها به بعد مرگشون هم کشیده شده و متاسفانه شاهدیم که درمحافل مثلا ادبی این مرز و بوم نهایت جسارت وبی ادبی به ساحت فروغ فرخزادها میشه . من هر چه کمتر توضیح بدم بهتره چون این شعر به تنهایی باز گوی خیلی از این مسـائـل هست و شرح دادن شخصی چون من جز ایجاد خلــط مبحث ثمر دیگری نداره . امیدوارم لذت ببرید . بر روي ما نگاه خدا خنده ميزند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 11:53 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
احساس سوختن به تماشا نمیشود |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|