تبليغاتX
زندگی .... عـشـق .... مرگ
گر نگهدار من آنست که من می دانم....شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

 

              قدر آيينه بدانيم چو هست  

 

           نه درآن وقت كه اقبال شكست

 

 

 

دنيا چه رسم زشتي داره

 

درست زماني كه از بدست آوردن چيزي يا كسي

 

خوشحالي بايد با يه چيزه ديگه و يا يه كسه ديگه

 

كه اونو هم دوست داري خداحافظي كني .

 

زماني كه خوشحالي ، بايد حتماً يه اتفاقي باعث

 

ناراحتيت بشه

 

هميشه وقتي كه يه انسان يه گوشه اي به دنيـا

 

مياد و عده اي از اين تولد خوشحالن بايد يه گوشه

 

ديگه يه عده ازاينكه عزيزي ازبينشون رفته غمگين

 

باشن .

 

هميشه وقتي يه گوشه اي دو نفر به هم ميرسن

 

و نغمه هاي عاشقانه درگوش هم ميخونن گوشه-

 

 ي ديگه دو نفر دارن از هم جدا ميشن .

 

فكر نميكنم كسي وجود داشته باشه ، تا به حال

 

اين مسائلو از نزديك درك نكرده باشه .

 

اينهايي كه گفتمو مجدداً تو اين روزها بيشتر از

 

هميشه حس كردم .

 

 

دقيقا زماني كه از برگشتن يه دوست خوشحال

 

بودم يه دوست ديگه خداحافظي كرد .

 

زماني كه از به هم رسيدنهاي عده اي خوشحال

 

بودم ، بايد خبر جدايي عده اي رو بشنوم .

 

ديگه برام عادت شده

 

مدتيه هر وقت يه چيزي خوشحالم ميكنه منتظره

 

يه اتفاقم كه اون خوشي رو كوفتم كنه .

 

بعضياميگن حتماً حكمتي داره ولي من كه هنوز

 

نفهميدم .

 

بي خيال

 

وقتي ميگن حكمتي داره حتماً داره ديگه

 

 

همينجامجدداًبه دوست خوبم مازيار ميگم خوش

 

اومدي و اميدوارم اين چند وقت استراحت بهت

 

كمك كرده باشه كه با نيرويي مضـاعـف دوبــاره

 

شروع كني هر چند ، مي دونم استراحتي دركار

 

نبود ولي بازم مطمئنم كه مطالب زيبايي رو مثل

 

گذشته توو  وبلاگت مي خونيم .

 

 

براي داداش عزيزم هم فقـط ميتونم آرزوي

 

سلامتي و توفيق بكنم و بگم چه بنويسي و چه

 

ننويسي برام عزيزي .

 

 

به هرمزد عزيز هم تبريك ميگم و اميدوارم روزهاي

 

خوب و خوشي رو پيش رو داشته باشه و تو همه

 

مراحل زندگي موفق باشه . تبريك تبريك تبريك .

 

 

تا همينجا ديگه بسه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:56  توسط امین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم

احساس سوختن به تماشا نمیشود

پیوندهای روزانه










آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
سلامی دوباره
شقــــایـــق
هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
به من بگو
......
بی تاثیر ترین تاثیر
ابراز همدردی
دوست آن باشد که گیرد دست دوست
گـنــــــــــاه
بیماری دل
درود بر دروگران درو شده
به حرمت دوستی
مرگ بی فریاد
هراس
پرواز را به خاطر بسپار
مرز بین خوشبختی و بدبختی
رسم کهنه و کثيف !!!
برای قیصر امین پور
نمیدونم چه اسمی بذارم
زمستان است
برای تو
وصف من و ما !!!!
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
این هم گذشت
مناجات آخر سال 86 خورشیدی
بازی
سخت و سخت تر
عنوانی به ذهنم نمیرسه
از دلم نمیری عمرم
زمونه ... آی زمونه ... آی زمونه
برای شروع
برو خدا به همرات
تولدی دیگر ...
بـوی باران،بـوی سبزه،بـوی خاک
جنـــــون
زمانه
زندگی ....عشق .... مرگ
دیگه نمیتونم ... پس خداحافظ
نبرد ِ خیر
درسهایی که امیدوارم هیچ وقت فراموش نکنم
213 . 406 . 25 . 530 .
یک سوال
جوابیه
سر خم می سلامت
امید دارم ، زنده ام!!!
بوی خون و خون و خون
نسیان
تنها خاطره است که می ماند
تــــاراج
همین دوست داشتن زیباست
... .
همسفــــــر
سحر
درس معلم
پایان مرداد
پیوندها
ابژکتـیـو
سرزمین آفرینش
مرگ آرزو
سینوس
ادب نامه
دزد دلها
درخلوتگاه
کازابلانکا
کوتـــــــــــــاه
قصه ناتموم
فالش
سکوت شب
کافه ی خسته
سعید پارسا
گاهنوشت های یک ایرانی
هذیان هاى من
این بود سزای عاشقی؟
مرز تازه
جستجوگر عشق
راز كهنـــــــه
..تنهایی درده یا درمون درده..
ما 5 نفر
صفر و يك
شاخ ترین وبلاگ ایران
سايه
دلنوشته
پاپیون مشکی
آدم آهنی
باغ عدن
جفنگيات
همزاد
پسری بر بال رنگین کمان
ما می ما نیم
اشاره
حرفهایی از جنس سه نقطه
ماهی آواز خوان در دوزخ
آرزوی گمشده
معصومیت
آرمانشهر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM